خرید بک لینک
ناگهان پرید و ناپدید شدعاقبت بخیر شد شهید شد عطر و بوی جبهه و جهاد داشتدر عمل هوای عدل و داد داشتهر کجا که بود اهل خیر بودفکر خود نبود و فکر غیر بوداسب نفس خویش را مهار کردخالصانه کار کرد و کار کرداو تراز کار صادقانه شداو نماد جهد عاشقانه شدخسته گشته بود خستگی از اودائما تلاش و کار و گفتگو دايم السفر همیشه در تلاشمانده حسرتی به دل به سینه کاش...پیش مردمش چه ساده خاک بودحرف حق برای او ملاک بود مثل چشمه ای زلال و پاک بودرویش مدام نخل و تاک بوداهل دل ولایتی پر از صفامهربان امین و مرد و با وفاترس از خدا بلی زغیر خیراهل روضه و دعا و ذکر خیرآن کبوتر حرم پرید و رفتاز زمین به آسمان رسید و رفتاهل صلح بود و مرد جنگ همفارغ از خیال نام و ننگ هم کارهای خوب بی شمار کردجان برای مردمش نثار کردعلیرضا نجفیخرداد۱۴۰۳

برچسب: نویسنده: آرین اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 11 خرداد 1403 ساعت: 15:53

کاش می مردم نمی دیدم که دیگر نیستیتازه فهمیدم چه ها کردی برادر کیستیمخلصی بی مثل و مانندی که در راه خدا تا ابد شد جاودان سبکی که سید، زیستیحال ما مانند ایام محرم غرق غم جنس اندوهت به ما فهماند سید چیستیکار کردی کار با اخلاص و در تشییعتان نمره ات را مردمان دادند سید، بیستیدور شد از نام و از نقشی که در عالم زدیتا ابد رنگ فراموشی ،نبودن ،نیستیخستگی شد خسته از بس سعی می کردی به جاندائما در راه خدمت فارغ از هر ایستیرفته ای من ماندها م با حسرتی ناگفتنیکاش می مردم نمی دیدم که دیگر نیستی علیرضا نجفیخرداد ۱۴۰۳

برچسب: نویسنده: آرین اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 11 خرداد 1403 ساعت: 15:53

خلیل خیل یارانی در آتش ها گلستانیتو هم کشتی و هم دریا و نوح مرد طوفانیعصا در دست موسایی دمی داری مسیحایی برای سحر ساحر ها کلیما خط بطلانی در این آشفته بازار جهان با تیغ تدبیریتسوار جنگ و میدانی امیر ملک ایمانی چه می بینی نمی بینم چه می دانی نمی دانمفقط می دانم ایرانی ترین فرزند ایرانیادیبی شاعری شعری فقیه فیلسوفانی رها از قید و بند جاه و مال و نام و عنوانینباشد غصه بحران که در هر فتنه ی دورانتو لنگرگاه کشتیهای در امواج طوفانی ثبات و صبر و تدبیری حکیمی اهل تفسیریولایت را تو تعبیری بگویم خضر دورانیمسیری تازه می سازد به خود این ملک می نازدو دشمن رنگ می بازد تو وقتی خطبه می خوانی زمانی می شوی سرباز گاهی راس جمهوریدلیری مرد میدانی شجاعی شیر غرانیولایت اصل قانون اساسی شد به حکم دینگواهی می دهد تاریخمان مصداق و برهانیدر این آخر زمان سیر وقایع حرفها داردروایت ها ،اشارتها ،علی سید خراسانی خدا را شکر در عهد ولایت زندگی کردمدر ایرانی که سلطانی چه دورانی چه ایرانیعلیرضا نجفیاردیبهشت 1403

برچسب: نویسنده: آرین اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 13:18

♦️از زبان اهوازمن اهوازم پس از باران، ونیز ملک ایرانمکه در رویای فاضل آب خود همواره می مانمدلم دریا و دلگیرم که با هر بارش باران چو دریا می شود هر کوچه، هرکوی و خیابانمپس از میلیون تومان خرج و مخارج وضعیت پیداچه شد آخر که من مغروق سرگردان حیرانمیکی کاری کند محض رضای ایزد مننان که شاید حل شود این مشکل افتاده بر جانمزمانی در کنار هر خیابان جوی آبی بود برمگردان به آن دوران،از این دوران پشیمانمگزارش پشت هم درصد ،فلان، بهمان، ولی آخر به هرباران که می بارد اسیر سیل و بحرانمبهوصف من مگر گفته است شعری شهریار اینسانبه زورقهای صاحب کشته سرگشته می مانمبیا و بگذر از این شعر ای شاعر که در هر حالبه امید خدا اهوازم و اهواز می مانم قضاوت می کند تاریخ مان روزی مدیران راو من یک روز می گیرم به حق داد از مدیرانمولی باید بگویم با صداقت بارشی اینسانبه هر جا می شود بحران، چه راحت گشت وجدانمعلیرضا نجفیاردیبهشت 1403

برچسب: نویسنده: آرین اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 13:18

صفحه بندی